بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
34
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
و اوامر و نواهى « 1 » بافاضت عدل « 2 » و احسان پيوسته ، إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ « 3 » الاية . و مىفرماييم ( كه تخصيص آن « 4 » ) رعايا را كه مثال در حق ايشان نافذ است در كنف رعايت و حصن « 5 » شفقت خويش آرد ، و همت بر صلاح احوال و نجاح آمال ايشان گمارد ، و مصالح ايشانرا كه پايمال نوايب ( و دست فرسود « 6 » ) وقايع شدهاند و در ظلمات ظلامات ماندهاند « 7 » بزيادت دلنگرانى و التفات خاطر مخصوص گرداند ، و خويشتن را از شقاوت ابد صيانت لازم شمرد كه اشقى الولاة من شقيت « 8 » رعيته ، و نواب را درين ابواب ( وصايت بكنند تا از حق « 9 » ) عنايت در « 10 » حق ايشان باقى نگذارند ، و توفير ديوان به حد تنفير « 11 » مسلمانان نرسانند ، و در اكتساب نيكوكارى كه بدان احتساب خوب نامى توان ( كرد احتشاد « 12 » ) و اجتهاد نمايند ، و امداد دعا و ثنا بجانب جناب او متوجه گردانند ، چه كه فايدهء مردم ازين عمر بر شرف ارتحال و حاصل آدمى درين دار « 13 » انتقال جز ذكر خوب و احدوثهء « 14 » جميل - كه صيت عريض آن در بريدن بسيط زمين بر بريد صبا سبقت گيرد و صورت زيباى آن بر صفحات ايام تا منقرض عالم منقش ماند - نتواند بود ، « بيت » « بكسب نام نكو كوش « 15 » نه بكسب درم * كه نام نيك به از صد هزار گنج روان « 16 » » ( شعر ) الم تر ان الناس يخلد بعد « 17 » هم * احاديثهم « 18 » و المرء ليس بخالد و بگويد تا عمال ( و متصرفان كه نصب كنند « 19 » ) بزينت سداد ( و امانت آراسته « 20 » ) باشند و از سر فساد و خيانت برخاسته ، و وصيانت « 21 » بليغ واجب دارند « 22 » تا جز
--> ( 1 ) الهى . ( 2 ) ضا ، و انصاف . ( 3 ) ضا ، و ايتاء ذى القربى . ( 4 ) تا تخصيص ( ظ ، بتخصيص ) اين . ( 5 ) و حسن . ( 6 ) و دست فرسوده . ( 7 ) مانده . ( 8 ) ضا ، به . ( 9 ) صيانت بكند تا از حسن . ( 10 ) تا در . ( 11 ) ش ، رماندن و پراكنده ساختن . ( 12 ) كردن و احتساب احتشار . ( 13 ) سا . ( 14 ) ش ، خبر . ( 15 ) باش . ( 16 ) گهر . ( 17 ) بعده . ( 18 ) احاديثه . ( 19 ) و متصرفانى نصب كنند كه . ( 20 ) موصوف . ( 21 ) و وصايت . ( 22 ) دارد .